غلامعلى صفايى
243
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مانند انسان مرض جرب و جذام گرفتهاى هستم - كه مردم از من گريزانند - » لازم به ذكر است كه هرگاه « ما » كافه ملحق به حروف مشبهة بالفعل شود ، آنها را از عمل بازمىدارد و تنها در « ليت » بقاى عمل جايز است . شايان ذكر است كه در اين صورت تمامى آنها مىتواند بر هردو جمله اسميه و فعليه داخل شوند و « إنّ و أنّ » بعد از الحاق « ما » داراى معناى حصر مىگردند : و وصل « ما » بذى الحروف مبطل * إعمالها و قد يبقّى العمل و تسمى المتلوة بفعل مهيّئة : نحويون به « ما » زائده كافه ملحق به حروف مشبهة بالفعل كه بعد از آن فعل مىآيد نام ديگرى نيز به آن مىدهند و آن « ما » مهيّئة است يعنى « ما » مهياكنندهء دخول حروف مشبهة بالفعل بر جمله فعليه ، مانند آيهء شريفهء : إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ ( الأنبياء / 108 ) شاهد : در « إنّما » اوّل است كه به « ما » زائده كافه آن ، « ما » مهيئه نيز مىگويند . زعم ابن درستويه : ابن درستويه و بعضى از نحويون مكتب كوفه قائل هستند كه « ما » ملحق به حروف مشبهة بالفعل ، « ما » حرفيه زائده كافه نيست بلكه « ما » اسميهء شأنيه همانند ضمير شأن است كه دلالت بر تفخيم و بزرگداشت مضمون جملهء بعد مىكند و همانگونه كه ضمير شأن به جهت مبهم بودن مصداق و معناى آن ، داراى ابهام است و با جملهء بعد تفسير و تبيين مىگردد ، اين « ما » نيز همينگونه است لذا « ما » در محل نصب و اسم حروف مشبهة بالفعل بوده و جملهء مفسّرهء بعد در محل رفع به عنوان خبر آن حروف است ، بنابراين جمله « إنّما زيد عالم » با « إنّه زيد عالم » به نظر ابن درستويه يك معنا دارد . يردّه أنّها لا تصلح : مصنف كتاب قول ابن درستويه و اين گروه از نحويون كوفه را رد كرده و مىگويد : « اوّلا : « ما » ملحق به اين حروف ، شما مىگويد مبتداست در حالى كه هرگز صلاحيت مبتدا شدن را ندارد ، لذا در هيچ عبارتى اين « ما » مبتدا نشده است ؛ تا در اين موارد حمل برآن گردد . و ثانيا : مبتدا مىتواند تمامى نواسخ بر آن داخل شود در حالى كه اين « ما » تنها حروف مشبهة بالفعل مىتواند بر آن